|
ٍآخرین روز مدرسه
سلام امروز که دارم آپ میکنم،روز آخر مدرسه نیست.ولی میخوام خاطره اون روز رو تعریف کنم. اون روزم کلا ما راحت بودیم(دوربین و گوشی و ...) اون روز(یکشنبه همین هفته)ما معلمارو اسگل کردیم و کلی عکس و فیلم یادگاری گرفتیم(واسه بعضی معلمام شاخ گذاشتیم و اینا) بعدم رفتیم با ناظما عکس گرفتیم(عکس ناظممون) آخرسرم زدیم و رقصیدیم بعد امروز یکی از معلما که واسش شاخ گذاشته بودیم،گفت آقای ... گفتم بله آقا؟؟؟ گفت میتونی اون عکسایی رو که روز آخر گرفتی رو بیاری برام؟؟؟ منم یه جوری پیچوندمش(گفتک آقا ما خودمون دنبال عکساییم---دوربینمونو دزدیدن) اون بنده خدام با ناراحتی گفت:آخی!!!چرا؟؟؟کی؟؟؟ گفتم آقا همون روز---وقتی داشتیم برمیگشتیم مدرسه بعد اون گفت باشه از یکی دیگه میگیرم منم گفتم به ...(البته تو دلم) امروزم که امتحان فیزیک دادیم.خیلی راحت بود.من که 20 میشم.تو چند میشی؟؟؟ بعد امتحانم رفتیم به مدت 2ساعت و ربع آسمون جل بازی در آوردیم و ... بعدشم اومدم خونه و خوابیدم. الانم پا شدم و اومدم آپ کنم. راستی یه یارو عقده ای یه به اسم سهیل احیایی(به ... مالی ابراهیمی و دوستان تو مدرسه معروفه) کامنت داده که پیدات کردم،پدرتو در میارم و اینا آخه بیــــــب(اینا رو سانسور میکنم) بیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب مادر بیــــــــــــــــــــــــــــــب(شرمنده---من بی ادب نسیتم ولی این یارو فک کرده کیه) تو در حدی نیستی که بتونی پدر منو در بیاری تو پدر منو ببینی از ترس پاپیون میکنی دیگه شرمنده باید فحش میدادم. خلاصه خیلی خیلی ببخشید دیگه
برای نظر دادن به پایین وبلاگ مراجعه کنید... |+| نوشته شده توسط اولیه ابراهیمی پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 15:26 یه مشت عکس
سلام
امروز چند تا عکس آوردم براتون
برای نظر دادن به پایین وبلاگ مراجعه کنید...
|+| نوشته شده توسط اولیه ابراهیمی جمعه سی ام فروردین 1387 18:17 کــــــــــــــــــارنــــــــــــــــــــامــــــــــــــــــــــــــه
سلام خوبین؟؟؟ چرا؟؟؟ چون این آقایون عقده ای(مدیر و ناظممون راستی بزارین از خاطرات این چند روزی که نبودم بگم اول اینکه من یه دونه از این ماژیکای تقلب(اینا که مینویسی بعد با یه نوری دیده میشه)دارم.دیروز هم امتحان داشتیم.منم کلی تقلب نوشته بودم تو یه کاغذ(البته نامرئی بودن و فقط با لامپ ته ماژیک دیده میشه می خواستم بزنم تو سر مبارکم...
دوم هم اینکه جناب آقای نیکخواه،دبیر محترم دین و زندگی،سر کلاس بقلی یه گاف خیلی بزرگ دادن ماجرا از این قراره:این آقای نیکخواه،همش میگه ولو یک بار!!!اون روز هم هی میگفته و بچه ها هم هی میخندیدن خوب من دیگه برم پی علّافیم(قراره با بچه ها بریم بیرون)
برای نظر دادن به پایین وبلاگ مراجعه کنید... |+| نوشته شده توسط اولیه ابراهیمی پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 18:19 خاطره روز اول مدرسه
سلام امروز می خوام خاطره روز اول مدرسه و سخنرانی جناب مدیر و گاف های قشنگش رو براتون تعریف کنم. اول مهر پارسال بود که رفتیم مدرسه.ساعت 7:15 صف گرفتیم و جناب مدیر سخنرانی داشتن. وسط سخنرانی یهو بحث رف سره موبایل... عین حرفای مدیر(آخه اون روز گوشی برده بودم و همه ی گاف هاشو ضبط کردم جالب اینه که بعد یکی دو ماه،خودم از مدیرمون عکس گرفتم(حالا ایشاللاسر فرصت براتون عکسشو میذارم) بعدم یه اتفاق حیلی جالب افتاد اتفاق این بود که دوست من از یکی از بچه ها که تو دستشویی بوده،از بالای در فیلم گرفته بود اون بیچاره که ازش فیلم گرفتن هم دوستم بود.الان فیلمش دستمه.قصد دارم ازش اخّاذی کنم اگه حرفمو گوش نکرد،میذارمش تو وبلاگ اینم از آپ امروزمون تا آپ بعدی
برای نظر دادن به پایین وبلاگ مراجعه کنید... |+| نوشته شده توسط اولیه ابراهیمی شنبه هفدهم فروردین 1387 12:33 الهی ویرون شی!!!
الان (ساعت ۱۲:۲۳ روز جمعه۱۶/۱/۸۷) داشتم میرفتم کارت اینترنت بگیرم که گفتم بذار سر راه از مدرسه جناب آقای ابراهیمی(که الهی نون سواره باشه و اون پیاده
اینم عکسا:
برای نظر دادن به پایین وبلاگ مراجعه کنید... |+| نوشته شده توسط اولیه ابراهیمی جمعه شانزدهم فروردین 1387 13:12 همایش فیزیک
سلام طبق فنگی که خودم انداختم موضوعش هم آزاده و همه هم میتونن شرکت کنن. خود من هم مقاله دادم(خیلی هم سخته---خودم هنو هیچی ازش نفهمیدم از تمامی کسانی که میتون تا هیجدهم مقاله بدن،دعوت میشه تا بیان و شرکت کنن(تا شلوغ بشه و ما نریم سر کلاس---جون ماماناتون بیاین برای نظر دادن به پایین وبلاگ مراجعه کنید... |+| نوشته شده توسط اولیه ابراهیمی جمعه شانزدهم فروردین 1387 9:12 اسامی معلمان محترم دبیرستان شهید ابراهیمی همراه با القاب و تکیه کلام هایشان
2.جناب آقای عبدالستار نیکخواه(دین و زندگی):::ولو یک بار 3.جناب آقای احسانی(مطالعات اجتماعی):::به علت وحشت بچه ها از ایشون،آقای احسانی لقب ندارن---معلم خوب و خیلی خشک و خشن 4.جناب آقای مرداسی(شیمی):::به خاطر اینکه بچه ها خیلی دوسش دارن،لقب خاصی نداره---معلم خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خوب و شوخ و مهربون و گل گلاب 5.جناب آقای نخیلی(زیست):::گوگولی!!!(آخه قدش خیلی کوتاهه)---معلم معمولی و خشک 6.جناب آقای ارزانی(فیزیک):::بچه غول!!!(قد:دویست و خورده ای سانتی متر-وزن:شونصد کیلو گرم)---معلم خوب و باصواد---تکیه کلام نداره 7.جناب آقای امیدخدا(زبان):::نقطه گذاشتی؟؟؟!!!(هر وقت یه جمله میگه تا بنویسیم تا نیم ساعت بعد هی میگه:آخر جملت نقطه گذاشتی؟)---معلم مهربونیه---تکیه کلام:1. آخر جملت نقطه گذاشتی؟-2.جملتو با حرف بزرگ شروع کردی؟ 8.جناب آقای جولائی منش(زبان فارسی):::سوپسید!!!(از هر دو جملش یکی اینه:سوپسید یعنی یارانه)---معلم خوب و مهربون و تیز بین(سومی ها بهش میگن:عقاب پیر) 9.جناب آقای بیژن خسروی(پرورشی):::بیژن شپش(این لقب رو از 5-6 سال پیش یدک میکشه-آخه انگار از دوران طفولیتش تا الان،حموم نکرده برای نظر دادن به پایین وبلاگ مراجعه کنید... |+| نوشته شده توسط اولیه ابراهیمی پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 12:33 نظرات وبلاگ
این پست برای نظرات شماست.همه ی نظرهای شما اینجان!!!
|+| نوشته شده توسط اولیه ابراهیمی پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 12:27 |
|






